تبليغاتX
بــــــــــــــــــــاران

روزای بعد از دفاع رو می گذرونم از این بیکاری لذت می برم دیگه اضطراب سمینار و پایان نامه رو ندارم البته هنوز به آرامش عادت نکردم گاهی با اضطراب از خواب بیدار میشم و دنبال یه کار عقب افتاده می گردم تا بشینم براش غصه بخورم.

چقدر خوبه دنبال کارایی بری که یه عمر لذت انجام دادنشون  رو ازت گرفتن مثل غروب لب آب که همیشه عاشقش بودم و هستم،  خریدهای الکی که تنها بهانه ای برای وقت تلف کردنه، بی هیچ هدفی از کنار ویترین مغازه ها رد شدن، بچگی کردن و تمام مهمونی ها رو رفتن، برای یه مهمونی یا عروسی از یه ماه قبل برنامه ریزی کردن، اینترنت گردی بدون انجام کارای علمی که حالم ازش بهم میخوره  و از همه مهمتر زبان خوندن که همیشه تا میومدم جدی دنبالش برم یه کاری پیش میومد و ولش می کردم.

البته جدیدا متوجه شدم که در آشپزی نه تنها استعداد بلکه علاقه هم دارم تو این مدت کلی شیرینی و کیک پختم . همیشه آشپزی برام کابوس بود ولی الان از اون لذت می برم و جنبه های پنهان زن بودن رو از خودم نشون میدم.

کلا فعلا از زندگی و این بیکاری لذت میبرم و نمی خوام این رویای قشنگ رو خراب کنم و به قول معروف تازه دارم برای خودم زندگی میکنم نمی دونم چرا تا حالا این زندگی رو از خودم دریغ کردم.

+ نوشته شده در یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط هانی |