هیچ چی بدتر از این نیست که ندونی برای چی و دنبال چی باید بگردی
هیچ چی بدتر از این نیست که ندونی تا کی باید دنبال هیچ چی بگردی
هیچ چی بدتر از این نیست که زندگیت توی یه مسیر سیکلی باشه که از صفر شروع میشه و به صفر ختم میشه
هیچ چی بدتر از این نیست که ندونی که چرا بین این همه مسیر صاف و هموار توباید از مسیر سنگلاخ رد بشی
هیچ چی بدتر از این نیست صبح که از خواب بیدار میشی ندونی برای چی هنوز داری نفس میکشی
هیچ چی بدتر از این نیست که ندونی صبحت رو با چه امیدی شب کنی
هیچ چی بدتر از این نیست که ندونی برای چی اینجایی
هیچ چی بدتر از این نیست که ندونی هدف از خلقتت چی بود( احتمالا گل اضافه رو دستش مونده بود)
هیچ چی بدتر از این نیست ندونی کی بودی، آرزوهات چی بود و الان کی هستی و شایدم چی هستی
و هیچ چی بدتر از سرگردونی نیست
در بسته! این دفعه دیگه نه
تو را به عظمتت قسم واقعیت نداشته باشه![]()
گوشهام کر چشمام کور نه چیزی می شنوم ونه چیزی می بینم فقط منتظره معجزه ام که نمی دونم وجود داره یا نه ولی نه وجود داره که چنین اعتقادی هر روزدر من جون می گیره.
می دونم بلایی که سرم اومد به خاطره امواج منفی بود که از خودتون ساطع کردین حالا برام نطق می کنین نه خودتون ونه حرفاتون برام پژیزی ارزش ندارین مخصوصا تویی که سره بزنگاه دایه عزیز تر از مادر میشی و بعد حاجی حاجی مکه.
![]()